تبليغاتX
عابرپیاده

عابرپیاده

یادداشتهای یک عابر پیاده که تاکسی هم سوار میشود

دریاب دمی که باطرب میگذرد

تقدیم به عباس ملک محمدی که زحمت زیادی کشید تا خوش باشیم و تشکر از جعفر و خانواده ی نصیری و امجدیها!

۱

رفتیم سفر. وسط ماه رمضون. بسیار فاز داد. چون نه شوق رمضان داشتم و نه حوصله ی خودم را. سه روزی از همه جا بریدیم و به ماسوله رفتیم. خوب بود.

۲

ای ول به اون آدمی که اولین بار به ذهنش رسید لازم نیست خانه اش حیاط مستقل داشته باشد و میتواند از پشت بام همسایه ی پائینی برای اینکار استفاده کرد. و دم اون همسایه پائینی گرم که اجازه داد این اتفاق بیفتد تا به مرور یک منطقه مسکونی منحصر به فرد رقم بخورد. ماسوله و بافت سنتی اش بسیار جالب توجه است.

۳

یک سر به دریا رفتیم و تنی به آب زدیم. این دریای ژرف و پرابهت آرامش غریبی به آدم میدهد.

۴

این باد منجیل را چقدر دوست داشتم. ای کاش میتوانستیم بیشتر از یک توقف ساده آنجا بمانیم. باد را بینهایت دوست دارم. وقتی که دارد آدم را با خودش میبرد جلو احساس میکنی یک نیروی بی انتهاست. دوست داری در آن غرق شوی!

۵

من معتقدم در یک مسافرت گر چه مقصد و مسیر و وسیله و محل اسکان و هوا و خیلی چیزها مهمند ولی باهم دیگه هم؛ ارزششان نیمی از اهمیت همسفر نیست. یکی از دلایل خوب بودن این سفر خوبی همراهان بود. همه تا حد خوبی پایه بودند. که البته این خوبی اتفاقی نبود و حاصل گزینش ویژه ی دوستان بود.

۶

آدم اگر از خودش غافل شود عقب میماند. باید دائما تلاش کنی تا عقب نمانی. یادم نمی آید در هیچ سفری چنین بی خاصیت بوده باشم. دقیقا نمیدانم دلیلش چی است. بی حوصلگی این روزها میتواند دلیلش باشد و یا یک سری اشکالات شخصی که سعی میکنم تا حد زیادی رفعش کنم. معمولا همسفر بهتری هستم. از دوستان عذرخواهی میکنم، مخصوصا از عباس!

۷

دریا اولین عشق مرا بردی، دریا دومین عشق مرا بردی، دریا سومین عشق مرا بردی، گر چه اکثرا تا بیست بیشتر نمیبردی اما یکبار تا ۵۷مین عشق مرا بردی! این ترانه ی نوستالوژی مان هم با شوخی های مخصوص این سفرها به باد رفت.

۸

همیشه وقتی این سفرها انجام میشود فکر میکنی دوباره برایت تکرار میشود تا بینهایت. اما وقتی تکرار نمیشود میفهمی که تکرار نمیشود تا بینهایت. این رسم دنیاست.

تتمه:

۱- به جهت ملاحظاتی بنا نداشتم درباره ی این سفر بنویسم اما برای دلایلی دیگر نوشتم. هر چه باد باد!

۲- از روح و روان تمام کسانی که در این حوادث اخیر آزرده شدند و جان باختند پوزش میطلبم که میتوانیم چنین خوشحالی کنیم!

۳- نشد آنچه که باید بشود. ولش کن!

+ نوشته شده در  88/06/11ساعت 15:1  توسط سید علی مجد  |