در منقبت قلیان
تقدیم به دوست فاضل و ارجمندم مجید هوشنگی که اهمیت کار فرهنگی را برایم مشخص کرد و نیز تقدیم به فعال فرهنگی سابق دوست خوبم هادی امجدی که راه فرهنگ را به اهلش واگذار کرد!
بعضی دوستان فکر میکنند که ما همینطوری الکی و از سر بیکاری و بدون ایدئولوژی میرویم و کار فرهنگی میکنیم. لازم دیدم برای تنویر افکار عمومی که از مهمترین تکالیف ما فرهنگی هاست یک شعر فخیم و ارزشمند و آموزنده از دوست ارجمند و فرهنگی ام مجید هوشنگی اینجا بگذارم تا یک مقدار حساب کار دست تان بیاید.
هرکه قلیان نکشد بدبخت است
قبله ی اهل عمل قلیان است
بت شیرین به مثل قلیان است
داروی کور و کچل قلیان است
سر عشق لم یزل قلیان است
لیک هم دشمن او سرسخت است
هر که قلیان نکشد بدبخت است
آن که جمله سوی ورزش باشد
صبح و شب در پی نرمش باشد
تو جیباش آجیل و کشمش باشد
سینه اش سینه ی آتش باشد
گر چه با جاه و جلال و تخت است
چون که قلیان نکشد بدبخت است
خوش به حال تو بود قلیانی
بر سر خوان خدا مهمانی
تو که اسرار مگو میدانی
کرد و ترک و عرب و افغانی
همه بر قامت شان این رخت است
هر که قلیان نکشد بدبخت است

این همان قلیانی است که در سرما و گرما ما را همراهی کرده است تا در امر خطیر فرهنگ آنچه که در توان داریم برای این مرز و بوم انجام دهیم. خدا قبول کنه! هر کی کشیده راضی بوده(البته با معسل اصل الفاخر)
حضرت قلیون ما گل دارد
بر سرش سوسن و سنبل دارد
دامنش شورش و قلقل دارد
قلقلش نغمه ی بلبل دارد
کام از نی لبکش یک لخت است
هر که قلیان نکشد بدبخت است
ای که تو منکر قلیان باشی
حیف باشد که مسلمان باشی
خویش محبوس به زندان باشی
صبح و شب بسته ی هذیان باشی
موتور منکر قلیان تخت است
هر که قلیان نکشد بدبخت است
تتمه:
1- این مجید هوشنگی که این اثر ماندگار را در خدمت فرهنگ سروده یار گرمابه و گلستان ما بود -برای این گفتم بود چون چند وقته ازدواج کرده و بالاخره قضیه فرق کرده- و الان مشغول دفاع از پایان نامه ی فوق ادبیاتش در دانشگاه تربیت مدرسه و مهرماه هم در مقطع دکترای ادبیات ادامه ی تحصیل میدهد. آقا مجید ما خداوندگار سفر است و هر چی که یه خوش سفر میتونه داشته باشه رو یه جا داره! این حاجی ما آشپزی میکنه در حد نهایت و قول میدم هیچکدوم از دخترها هم به پاش نمیرسن. در تنوع آشپزی همین بس که کباب سیخی و کله پاچه و آبگوشت و پیتزا و همه جور خورشت و غذاهای نونی و استامبولی هارو در حد اساسی بلده درست کنه! از اونطرف حنجره ی طلایی داره و حافظه قوی و در هر لِوِلی که بخواهیم برامون میخونه! و صاحب این قلیون فوق هم هست که تکمیلش میکنه، اینهارو کنار مرام و معرفتش که بذاریم دیگه هیچی!
2- این هادی امجدی هم که میگه قلیون رو ترک کرده اصلا هنری نداره!
3- البته که تابلوست که قسمت دو شوخیه ولی محض احتیاط بگم که خدائیش بچه ی باعشقیه و تو این چند وقته که از برکت نسیم میشناسمش خیلی دوسش دارم و امیدوارم با صحبتهای لازم به راه خطیر فرهنگ برش گردونم.
4- این که چرا اینچنین از قلیون تعریف میکنم باشد برای بعد. ولی اینهایی که از قلیون بد میگن و اونو با سیگار مقایسه میکنن همه شون دروغگوئن. من خودم امتحان کردم هر کی قلیون بکشه نمیمیره! نمونه ش خود من!
5- یحتمل اینجا دعوا بشه، از بروبچ اراذل چشم یاری داریم.
6- بعضی بی فرهنگ ها فرق قلیون رو با دیگر ادوات دودزا نمیدونن و گیرهای الکی میدن، ایشالا خدا هدایت شون کنه!
7- وقتی این دفعه ی آخر قهوه خونه هارو بستن، سیدعلی میرفتاح ستون نویس صفحه ی آخر شرق نوشت که مگر درد ملت ما نارسایی ریوی است؟ این همه آدم از درد اوره و چربی و قند میمیرند، حالا یک سری هم از ناراحتی ریه بمیرند! والا!
ویژه: برای نسیما به شیوه ی کوبیده چند تا یادداشت عیدانه میخوام، هر کی پایه س اعلام آمادگی کنه زودتر! مم ن.