چه کسی را رنگ میکنند؟
تقدیم به آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند باشد که ایشالا گوشه ی چشمی به ما کنند.
زمزمه ی سفر رسمی رهبر و ولی فقیه جمهوری اسلامی ایران به قم بعد از حدود 15 سال از حدود دو ماه پیش در محافل مختلف شهر زبان به زبان چرخیده بود. شایعه از آنجا شروع شد که ناقلان موثق از جلسات خصوصی رهبری در دیدار با بعضی از مراجع تقلید نیمه حکومتی مثل آیت الله جوادی آملی و غیرحکومتی مثل آیت الله شبیری زنجانی خبرهایی دادند و گفتند این سفر به این جهت است که در مهرماه آقایان مراجع در سفر رسمی رهبری به قم تلافی کنند. حال موعد موعود رسیده است و شهر رنگ و بوی متفاوتی به خود گرفته است. تغییرات در نحوه ی جدول کشی خیابان ها و داربست بستن ها و گشت ها و ایست بازرسی ها در جای جای شهر نشان میدهد قرار است اتفاق مهمی بیفتد. اما مساله ی اساسی اساسا آنجاست که این سفر به چه منظور انجام میشود و مدبرین امور به چه امیدی طرحی چنین پرخرج را ساماندهی کرده اند؟
شاید دلیل اول بازسازی جایگاه ولایت فقیه در بین آحاد جامعه است که در 16 ماه گذشته متزلزل شده است. جایگاهی که به غیر از جمعی مجذوبین در ولایت که البته در قم هم کم نیستند در بین اقشار متوسط و فرهیخته ی جامعه اکثر خدشه دار شده است و پر واضح است که برای ادامه ی حکومت جمهوری اسلامی این جایگاه اصلاح شود حال فارغ از اینکه چه کسی بر این جایگاه باشد. اما باید دید که آیا این نمایش قدرتی که شروع شده است تاثیری دارد یا نه؟ وقتی تمهیدات اندیشیده شده به کار و کاسبی مردم لطمه میزند-مثلا کاسبان خیابان صفائیه که قرار است روزی 50 هزارتومان بهشان بدهند و مغازه شان را پلمپ کنند.- یا مسیر حرکتی مردم را مختل میکند-مثلا تغییرات خیابان باجک و ارم و پل آهنچی-. یا وقتی که آزادی مردم نقض میشود و افراد در شرایط مختلف مجبور به انجام عملی بر خلاف میل شان میشوند –مثل اجبار به نصب عکس رهبری بر شیشه ی مغازه ها توسط اصناف و حضور اجباری کارمندان در یکسری برنامه ها- چه انتظاری باید داشت؟ البته آنان که مجذوب در ولایتند مشکلی با این قضیه ندارند و این مصائب را مصداق هرچه از دوست رسد نیکوست میپندارند و سرخوش تر هم میشوند اما بحث سر دیگرانی است که احیانا قرار است در طی این برنامه ارادت از دست رفته شان را به رهبری بازیابند. آیا با این تفاسیر ارادتی خواهند یافت، آیا از اینکه گاه و بیگاه ماشین و خانواده اش باید در ترافیک حاصل از ایست بازرسی های بی حاصل معطل شود لذت میبرد؟ آیا اینکه درست در این گیر و دار برنامه ی شل کن سفت کنی موتورگیری با شدت زیاد انجام میشود برای ایجاد علاقه در ملت است نسبت به نظام و رهبرش؟
از این نمط زیاد میتوان گفت و اجمالا اینکه میتوان اینگونه برداشت کرد که این سفر به این نیت نبوده یا دوستان نادان با کج فهمی های خود و رفتار غلط شان برنامه را از هدف غایی اش دور کرده اند!
اما دلیل دیگر برای این سفر میتواند شخصیت حقیقی رهبری به عنوان یک مرجع تقلید باشد که به هر روی بر سر آنست که رابطه ی حوزه ی قم با نظام را که در چند وقت اخیر متزلزل تر از قبل شده است را سر و سامان دهد. خیلی از مردم و خواص منتظر واکنش مراجع تقلید به این سفر و دید و بازدیدهای مرسوم در اینگونه سفرها هستند که به چه صورت رقم خواهد خورد. البته واکنش مراجع حکومتی مثل حضرات آیات مکارم شیرازی و نوری همدانی و صافی گلپایگانی قابل پیش بینی است اما واکنش دیگران به این سفر بسیار تعیین کننده است. در روز گذشته شایعه ی شدیدی در شهر دهان به دهان گشت که آیت الله وحید خراسانی عزم سفر به مشهد داشته که ممانعت شده است. البته گویا اینکه داماد و نماینده ی آیت الله سیستانی در قم به مشهد رفته است. به هر حال بعید است ماموران حکومت بدون هماهنگی این سفر را ترتیب داده باشند و احتمالا به طرق مختلف جمع مد نظر را تشکیل میدهند و بازدهی رسانه ای اش را خواهند داشت اما اگر هر اتفاقی غیر از این بیفتد آنگاه باید منتظر خلع از مرجعیت جدیدی در نظام جمهوری اسلامی باشیم، تصور کنید این شخص آیت الله وحید باشد ببینید چه جنجاالی بین مجذوبین ولایت و متدینین سنتی خواهد بود.
آن وقت میشود گفت که این سفر با این شرایط چقدر ریسک بالایی داشته و البته میتوان تصور کرد این موضوع هم دلیل اصلی این سفر نبوده است.
آیا دلیل اصلی این سفر تنها یک نمایش قدرت است؟ آیا مهم نیست که اعتقاد مردم بازسازی شود؟ آیا تائید حوزه ی قم به کار نظام نمی آید؟ به نظر میرسد تصور سران نظام بر این است که کشتی نظام در حال حرکت است و هر کس که میخواهد جا نماند باید سوار شود و این کشتی برای کسی و به خاطر کسی نمی ایستد و تغییر مسیر نمیدهد خواه رعیت باشد یا مرجع!
و ای کاش اشتباه بکنم که فکر میکنم که چنین فکر میکنند که اگر چنین باشد باید فاتحه ی نظام مردمی جمهوری اسلامی را خواند و باید به دیکتاتوری اسلامی سلام کرد که این تفکر چیزی جز نابودی هم در پی نخواهد داشت این گواهی تاریخ است و ای کاش تاریخ سازان سی سال قبل ما خودشان لااقل از تجربه ی خود عبرت بگیرند که به قول دکتر شفیعی کدکنی: پیش از شما/ به سان شما/ بیشمارها/ با تار عنکبوت نوشتند روی باد/ این دولت خجسته ی جاوید زنده باد.
تتمه:
1- بنا نداشتم اینجوری بنویسم اما پس از بیخوابی شبانه اینجوری شد، گذاشتم بشه!
2- این مطلب صرفا برای این نوشته شده است که در آرشیوهای وبلاگ اثری از مهر 89 باشد. دی:
3- ده روز سفر کاری تفریحی به تبریز را پشت سر گذاشتم ولی الان حوصله ی پرداختنش را ندارم، تبریز شهر مهربانی ها و سوژه ها بود.
4- از دوستان وبلاگ نویس عذرخواهی میکنم مدتی است اگر هم به وبلاگستان بیایم حس کامنت گذاری ندارم، به بزرگواری خودشان ببخشند.
5- از صمیم قلب آرزو میکنم این سفر بدون مشکلی انجام شود و تمام شود.
6- از برکت سفر قبل رهبری به قم پیشوند استان به نام مان اضافه شد، به نظر شما برکت اصلی این سفر چه خواهد بود؟
7- تیتر روزنامه های چهارشنبه صبح کشوری چه خواهد بود؟ تمام قم آمده بودند/ یا قم ایستاده اشک شوق ریخت/ یا هر چیزی که باشد زین قبیل!
8- وایستا دنیا، وایستا دنیا، من میخوام پیاده شم!













